عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

7

عوارف المعارف ( فارسى )

و علّم ، و مثل من لم يرفع بذلك رأسا و لم يقبل هدى اللّه الّذى ارسلت به » « * » معنى حديث : رسول خدا - صلعم - گفت : مثل من ، و مثل آنچه خداى تعالى مرا بدان بفرستاده است از راه راست ، همچون مثل باران بسيار است كه بر زمين بارد ، بعضى ازين زمين پاك باشد و برومند ، باران قبول كند ، و ازو نبات‌ها و ثمرها ظاهر شود ، كه مردمان از ان منتفع شوند ، و بعضى ازين زمين ، آن باشد كه در او كوه‌هاى فراخ باشد ، آن قطار امطار جمع كند . حق تعالى مردمان را بدان سودمند گرداند ، بياشامند و باز خورند . و بدان زراعت و كشت و كار كنند . و ازو بسى فايده به خلايق رسد ، و ازين زمين بعضى آن باشد ، كه چون باران بر او بارد ، نه از او ثمره پديد آيد كه مردمان از لذّت آن راحت يابند ، و نه باران را جمع كند ، و نگاه مىدارد تا خلق ازو نفع مىيابند . بلكه جمله ناچيز و نيست كند . چنان كه هيچ فايده‌اى از او به هيچ آفريده نرسد . شيخ - رضى اللّه عنه - گفت : اين مثلى است كه رسول - صلعم - ظاهر كرد ، در قبول دلهاى امّت آب علم را . طايفه‌اى ، به مثابت زمين پاك است كه چون آب علم بر او آمد ، از او ثمرهء زهد و صبر و قناعت و توكّل و خشوع و خضوع پديد آيد ، بداند و بر كار گيرد ، و بدان راه يابد به صراط مستقيم ، و ثابت قدم شود در متابعت رسول - صلعم - ، هم خويشتن راه يابد ، هم ديگران به دو راه يابند ، و بعضى از اين دلها كه به مثابت مصانع و حوض‌هاى بزرگ باشد كه آب علم در او جمع شود ، ديگران از او فايده گيرند ، و او از ان بىبهره و محروم ماند ، و بعضى از ان دلها باشد ، كه به مثابت زمين شوره باشد ، كه علم در وجود ناچيز كند نه او را فايده‌اى باشد از ان علم و نه ديگران را . نوع اوّل : دلهاى صوفيان و صادقان و مشايخ طريقت است . كه در تزكيهء نفس و تصفيهء دل ، سعىها كنند . و مدّتهاى دراز ، به انواع رياضات نفس را مىرنجانند ، و دل را به مصقلهء كلمهء توحيد مىزدايند در متابعت صاحب شرع - عليه الصّلاة و السّلام - لاجرم ، استعداد و شايستگى شيخى و مقتدائى بيابند ، و ايشان را نشانها باشد چنان كه شرح آن بيايد . نوع دوّم : دلهاى علماى تفسير است ، و ائمهء حديث و فقهاى اسلام ، كه در جمع كردن و ياد گرفتن و خواندن و نوشتن سعى كنند ، از وجوهات تفسير ، و تأويل و علم لغت و علم نحو و تصريف و اصول قصه‌ها و اختلاف قراء و تمييز كردن ميان حديث صحيح و سقيم ، و معرفت راويان ، و معرفت اصول فقه ، و علم خلاف و بحث آن ، لاجرم به سبب اين جدّ و جهد و ممارست و مدارست ، بساط شريعت رسول - عللم - در بسيط زمين ممهّد و گسترانيده شد . و به وجود ايشان راه راست مستقيم گشت . و سيرت نبوى و شريعت مصطفوى ، از شرق تا غرب عالم منتشر آمد . و مؤبّد و محكم بماند ، چنان كه هيچ منازع را مجال ابطال بنماند ، و اگر نه تقرير دليل ساطع و برهان قاطع ايشان بودى . هر شوريدهء بشوليده به راى ركيك خويش ، در شريعت مداخلت كردندى و اصول دين مختلّ و مهمل بماندى .

--> ( * ) متن عوارف ص 12 و نهج الفصاحة ص 693 به نقل از بخارى .